تبليغاتX
رویای خیس باران (دفتر سیاه)

رویای خیس باران (دفتر سیاه)

غم دل

من ...

 

 

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ،

 

ولی یاران نمیدانند که من دنیایی از دردم ،

 

به ظاهر گر چه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم

 

 

سلامی به گرمی آفتاب

 

بعد از مدتها این اولین بار که دارم آپ میکنم

 

دارم یه مطلب مینویسم وقتی حاضر شد اونو میزارم بین دل نوشته هام

 

خوشحال میشم سر بزنین

 

التماس دعا

 

یا حق

 

 


 

نوشته شده توسط تایگر در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت 17:14 موضوع | لینک ثابت


جدایی...

 

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر فرد

گریه کردمو گفتم نازنینم یا تو یا من

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدانگهدار

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه  تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نزاشتم مثل دستات سرده سردم

من که تو بن بست غربت زخمی از آواره پاییز

فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز

شب عاشقونه ی من که حروم شد

مهلت بودن با تو که تموم شد

ندونستم باید از تو می گذشتم

 رفتی از غربت چشمات من نوشتم


 

نوشته شده توسط تایگر در شنبه بیستم مهر 1387 ساعت 21:56 موضوع | لینک ثابت


قصه ی زندگی من...

 

قلب بیچاره ی من  

نمی دونم از کجا شروع کنم قصه ی تلخه سادگیمو

 

نمی دونم چرا قسمت می کنم روزای خوبه زندگیمو

 

چرا تو اول قصه همه دوستم می دارن

 

وسط قصه می شه سربه سر من می زارن

 

تا می خواد قصه تموم بشه همه تنهام می زارن

 

می تونم مثله همه دورنگ باشم دل نبازم

 

می تونم مثله همه یه عشقه بادی بسازم

 

تا با یه نیشه زبون بترکه و خراب بشه

 

تا بیان جمعش کنن حبابه دل سراب بشه

 

می تونم بازی کنم با عشقو احساسه کسی

 

می تونم درست کنم ترسه دلو دلواپسی

 

می تونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم

 

می تونم پشته دلا قایم بشم کمین کنم

 

ولی با تمومه این حرفا باز منم مثله اونام

 

یه دروغ گو می شم همیشه به ارتضا گناه

 

یه نفر پیدا بشه به من بگه چی کار کنم

 

با چه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم

 

من باید از چی بفهمم چه کسی منو دوسم داره

 

توی دنیا اصلا عشقه واقعی وجود داره

 

تو نباشی چشام برات گریونه

 

دنیا برام بدونه تو زندونه

 

دستات اگه دستامو تنها بزاره

 

شبا روزم لحظه ای آروم نداره

 

 تو که بارونه تو چشامو می بینی

 

لحظه لحظه ها رو کنارم می شینی

 

تو که مثله بارون آرومم می کنی

 

تو نباشی دله منو خون می کنی

 

جز تو هیچکسی و درد عاشقیو

 

غصه هایه منو خنده هایه منو

 

لحظه هایه منو گریه هایه منو

 

ندیده و نشنیده و

 

وقتی تو نیستی من می شم بین این ادما

 

 مثله یه غریبه و تو همهمه ها گم می شمو دنباله تو

 

دنباله تو


 

نوشته شده توسط تایگر در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت 23:6 موضوع | لینک ثابت


تنهایی من(باور من)

 سلام به تموم کسایی که به  بنده لطف دارن

  ازتون یه خواهش داشتم  می خواستم بگم

 که اگه  به من سر نمی زنین  ولی حتما به این

وب سر بزنین  مطالبش خیلی قشنگه 

http://sokootemargbar2008.blogfa.com/

 

مست مستم لیک مستی دیگرم

 

امشب از هر شب به تو عاشق ترم

 

راست گویم یک رگم هشیار نیست

 

مستم اما جام و می در کار نیست

 

مست عشقم .مست شوقم . مست دوست

 

مست معشوقی که عالم مست اوست

 

نیمشب ها سیر عالم کرده ام

 

رو به ارواح مکرم کرده ام

 

نغمه ی مرغ شبم پر می دهد

 

سیر دیگر حال دیگر می دهد

 

ساقی ام پیمانه را لبریز کرد

 

باده ی خود را شرار انگیز کرد

 

حالت مستی و مد هوشی خوش است

 

وز همه عالم فراموشی خوش است

 

مستی ما گر ندانی دور نیست

 

باده ی ما زاده ی انگور نیست

 

دختر رز پیش ما بی ابروست

باده ی ما فارغ از جام و سبوست

***************

 

من به هر پرده ی گل نفس خدا می نگرم

 

آشکارست که او را همه جا می نگرم

 

 افرینش همه جا جلوه گه شاهد ماست

 

عکس ان ماه در این اینه ها می نگرم

 

بلبل از باغ کند نغمه ی توحید بلند

 

شاخه ها را همه چون دست دعا می نگرم

 

زهره و شمس و قمر اینه گردان تو اند

 

من در این اینه ها روی تو را می نگرم

 

قصر صد رنگ فلک چشم مرا حیران کرد

 

که به هر پرده ی آن نقش خدا می نگرم

 

شوق پرواز به گلزار تو دارم که مدام

 

حسرت آلوده به مرغان هوا می نگرم

 

دست تدبیر برارم به تمنای وصال

 

لیک پیوسته به تقدیر قضا می نگرم

 

ای نکویان که زگلزار خدا امده اید

باغبان را به گل روی شما می نگرم

************

 

دلم گرفته نمی خوام آواز بخونم

 

دلم گرفته نمی خوام اینجا بمونم

 

امشب دل من ای خدا طاقت نداره

 

تا کی خدایا اشک غم باید بباره

 

بزارین برم من  بزارین برم من

 

بخت من امروز بیدار نمی شه

 

گل به گلستان بی خار نمی شه

 

شهر من اخر منو رها کرد

 

بازم غم اومد منو صدا کرد

 

این درد قربت منو گرفته

 

هر چی که داشتم از من گرفته

 

می خوام برم من اما نمی شه

 

غم جدایی تموم نمی شه

 

امشب دل من طاقت نداره

 

تا کی خدایا باید بناله

 

بزارین برم من بزارین برم من

بزارین برم من

*****************

 

تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه

 

هوایی شده دلش پابوس امام رضا

 

اما هی فکر می کنه  اونجا جای کفتراست

 

آخه من کجا برم یه کلاغ که رو سیاست

 

من که توی سیاهیا از همه رو سیاه ترم

 

میون اون کبوترا با چه رویی بپرم

 

تو همین فکرا بودش کلاغ عاشق ما

 

یه دلش می گفت برو  یه دلش می گفت بمون

 

که یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شو

به سیا هی فکر نکن تو یه زائری برو

*******************

 

نقاش عاشق

 

به بال تو به ابرها پر کشیدم

 

به شوق تو به آسمانها پریدم

 

به یاد تو بودم  به اشکم نشاندی

 

به کشتی نشستم به دریا رسیدم

 

به بویی که در عطر گل ها نهانی

 

به گلزار رفتم به جنگل خزیدم

 

نه مدهوش گل عاشق باغبان است

 

من این داستان را از بلبل شنیدم

 

به چشم غزالان مگر در تو بینم

 

به شوق تماشا به صحرا دویدم

 

به دنبال خوبان به عشق تو رفتم

 

که جان دادم و ناز خوبان خریدم

 

چو نقاش عاشق که گریان نشیند

 

خیال تو بر پرده ی جان کشیدم

 

تو را ای نهان مانده ی آشکارا

نه گویم که دیدم نه گویم ندیدم

*******************

 

با لب خندان ز دنیا می روم

 

با امید دوست تنها می روم

 

دیگر از شهر شما دل کنده ام

 

چون نسیمی سوی صحرا می روم

 

ذره ام لیکن به خورشیدی رسم

 

قطره ام اما به دریا می روم

 

دوستان !در مردن من زندگیست

 

چون به دیدار مسیحا می روم

 

پر گشایم نغمه زن تا باغ دوست

لحظه هایی بنگرچه زیبا می روم

***************

 

شادم که جای گریه دارم

 

ای همنفس !با من بمان امشب هوای گریه دارم

 

این لحظه های غربت و غم را برای گریه دارم

 

دارم غمی پنهان گداز و مردم چشمم گواه است

 

در برق این اینه ی روشن صفای گریه دارم

 

من بی بهارم قاصدک پائیز توفانزای تلخم

 

من ابر باران خیز غمگینم هوای گریه دارم

 

با یاد گل هایی که از این باغ توفان دیده رفتند

 

چون جویبار فصل پاییزی نوای گریه دارم

 

دارم لبی نا اشنا با خنده های شادمانی

 

اما نگاهی دردمند و اشنای گریه دارم

 

تا کی نگریم؟پنجه ی بیداد خاموشی مرا کشت

 

امشب در این خلوت امید !  های های گریه دارم

 

زین کلبه ی غمگین مرو تا سر به دامانت گذارم

 

در کنج این غربتکده ماتمسرای گریه دارم

 

بر شانه ات سر می نهم تا با فراغ دل بگریم

 

با این همه اندوه شادم که جای گریه دارم

 

*****************

 

بزار رو سینم سرتو چشمای خیس و ترتو

 

بزار تا سیر نگات کنم  بو بکشم پیرهنت و

 

بغل کنو بچسب بهم بکش دوباره دست بهم

 

جز تو کسی رو ندارم نزدیک تر از نفس بهم

 

سرتا بزار رو شونه هام خوابت بگیره

 

بزار تا آروم دل بی تابت بگیره

 

بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره

 

حتی من از شنیدنش گریم می گیره

 

وقتی چشات خوابش می یاد

 

آدم غماش یادش می یاد

 

*******************

 

توی آینه خودت و ببین چه زود زود توی جوونی قصه اومد سراغت پیرت کنه

 

نزار که تو اوج جوونی غبار غم بشینه روی دلت یهو پیر و زمین گیرت کنه

 

منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست  تا اخرعمرت اگه تنها باشی اون نمی یاد

 

خودش می گفت یه روزی می زاره می ره خودش می گفت یه روز خاطره هات و می بره از یاد

آخه دل من دل ساده ی من اخه دل من دل دیوونه ی من

 

تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار

 

آخه دل من دل دیوونه ی من  دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر آزگار

 

دیدی اونم رفت  اونم تنهات گذاشت رفت  تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیش روت

 

دیگه نمی یاد دیگه پیشت نمی یاد از اون چی موند برات به جز یه قاب عکس روبه روت

 

آخ دل من دل ساده ی من تا کی می خوای خیره بمونی به عکس رو دیوار

 

*******************

 

آسیمه سر رسیدی از غربت بیابان

 

دل خسته دیدمت ازآوار خیس باران

 

 وا مانده در تبی گنگ  ناگه به من رسیدی

 

من خود شکسته از خود در فصل نا امیدی

 

دربرکه ی دو چشمت نه گریه و نه خنده

 

گم کرده راه شب را سرگشته چون پرنده

 

من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم

 

پیدا نمی شدی تو شاید که مرده بودم

 

من با تو خو گرفتم  از خنده ات شکفتم

 

چشم تو شاعرم بود تا این ترانه گفتم

 

در خلوت سرایم یکباره پر کشیدی

 

آنگاه ای پرنده باره دگر پریدی

 

من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم

 

پیدا نمی شدی تو شاید که مرده بودم

 

*************

      

ای اخرین ستاره توی شبای تارم

 

 ای اخرین امید این دل پاره پارم

 

بی تو این دل تنها می میره

 

با تو این تن بی جون جون می گیره

 

ای همه ی وجودم با تو به تو رسیدم

 

تواوج نا امیدی تنها تو رو می بینم

 

ای همه ی وجودم

 

ای ندای اسمونی طاقت دلم تمومه

 

تو نباشی نمی دونم راه زندگی کدومه

 

تو نباشی من می میرم بی چشم تو

 

همه ی اواز من از عشق تو

 

ای همه ی وجودم با تو به تو رسیدم

 

تو اوج نا امیدی تنها تو رو می دیدم

 

دست تو پناه من شد تو اوج خستگی هام

 

 

چشم تو چراغم شد توی اوج بی کسی هام

 

تو نبودی که ببینی ای ندای قلب خستم

 

کاش می شد یه باره دیگه دست بزاری توی دستم

 

********************

 

پس از ان غروب رفتن اولین طلوع من باش

 

من رسیدم رو به اخر تو بیا شروع من باش

 

شب و از قصه جدا کن چکه کن رو باور من

 

خط بکش رو جای پای گریه های اخر من

 

اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالی نفس هام

 

خط بکش رو باور من زیر سایبون دستات

 

خواب سبز رازقی باش عاشق همیشگی باش

 

خسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی باش

 

من پر از حرف سکوتم خالیم رو به سقوطم

 

بی تو و ابی عشقت تشنه ام کویر لوتم

 

نمی خوام اشفته باشم ارزوی خفته باشم

 

 تو نزار اخر قصه حرفمو نگفته باشم

 

 ****************

 

از شیشه ی چشم شاپرک ها رویای بنفشه را سرودم     

قلب گل سرخ را شکستم دروازه ی مرگ را گشودم

هنگام هجوم غربت ابر بی چتر و چراغ در دل شب

با پای برهنه زیر باران اواره ی کوه و دشت بودم

در غربت برگ ریز پاییز از فصل بهار دل بریدم

فانوس شکسته ندیدم  در پیله ی انزوا غنودم

ان سوی حصار نبرد و اندوه دور از گل و شبنم و ترانه

همواره میان خلوت خواب تنهایی ماه را سرودم

شب رفت عروس ماه جان داد نیلوفر افتاب رویید

بیدار شدم ز خواب مرداب افسوس که دیر کرده بودم

 

**************

 

دریایی ها (گوگوش عشق من)

 کمکم کن کمکم کن نزار اینجا بمونم تا بپوسم

کمکم کن کمکم کن نزار اینجا لب مرگو ببوسم

کمکم کن کمکم کن عشق نفرینی بی پروایی می خواد

ماهیه چشمه ی کهنه هوای تازه ی دریایی می خواد

دل من دریاییه چشمه زندونه برام

 چکه چکه ها ی اب مرثیه خونه برام

تو رگام به جای خون شعر سرخ رفتنه

تن به موندن نمی دم موندنم مرگه منه

عاشقم مثل مسافر عاشقم

عاشقه رسیدنه به انتها

عاشقه بوی غریبانه ی کوچ

تو سپیده ی غریب جاده ها

من پر از وسوسه های رفتنم 

رفتنو رسیدنو تازه شدن

توی یک سپیده ی توسی سرد

 مثل یک عشق پرآوازه شدن

کمکم کن کمکم کن نزار این گمشده از پا در بیاد

کمکم کن کمکم کن خرمن رخوت من شعله می خواد

کمکم کن کمکم کن منو تو باید به فردا برسیم

چشمه کوچیکه برامون ما باید بریم به دریا برسیم

دل ما دریاییه چشمه زندونمونه

چکه چکه های اب مرثیه خونمونه

تو رگ بودن ما شعر سرخ رفتنه

کمکم کن که دیگه وقت راهی شدهنه

کمکم کن

 

 


 

نوشته شده توسط تایگر در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 19:17 موضوع | لینک ثابت


اخرین ستاره بودی تو شب دلواپسی هام خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام

سلام

در اول سخن ایام محرم رو به همه تسلیت می گم

این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست

این چه شمعی ست که دل ها همه پروانه ی اوست

 

View Full Size Image

 

دوباره دل هوای با تو بودن کرده

 

 نگو این دل دوری عشقتو باور کرده

 

دل من خسته از این دست به دعاها بردن

 

 همه ی ارزوهام با رفتن تو مردن

 

حالا من یه ارزو دارم تو سینه

 

 که دوباره چشم من تو رو ببینه

 

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا می دم

 

 اخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم

 

توی هفتا اسمون تو تک ستاره ی منی

 

 به خدا ناز دو چشمات و به دنیا نمی دم

 

دلم گرفت

 

دلم گرفته اسمون نمی تونم گریه کنم

 

  شکنجه می شم از خودم نمی تونم شکوه کنم

 

انگاری کوه غصه ها رو سینه ی من اومده

 

 آخ داره باورم می شه خنده به ما نیومده

 

دلم گرفته اسمون از خودتم خسته ترم

 

 تو روزگار بی کسی یه  عمره که دربه درم

 

حتی صدای نفسم می گه که توی قفسم

 

 من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم

 

دلم گرفته آسمون یه کم منو حوصله کن

 

 نرو از این روزگار یه خورده کمتر گله کن

 

منو به بازی می گیرن عقربه های ساعتم

 

  هر که یه تقدیم می کنه لحظه به لحظه  لعنتم

 

آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن

 

نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته پر

 

 

ای دوستان بعد از مرگم مرا یاد کنید

 

بعد از مرگم دستهایم را باز کنین  تا بدانین به انچه خواستم دست نیافتم

 

ای دوستان

 

بعد از مرگم چشمانم را باز کنین تا همه بدانن چشم به راه مردم

 

روی سنگ قبرم قطعه یخی بگذارید تا با اولین  طلوع اشعه ی خورشید

 

 اب شود و به جای مادرم گریه کند

 

ای دوستان بعد از مرگم بر روی سنگ قبرم بنویسد ....

 

آشفته دلی بود در این خلوت خاموش

 

او زاده ی غم بود و ز غم های جهان گشت فرا موش

 

تو باورم کن

 

 

 

بگذاریدبگریم وقتی که دیگر صداهامان سرود عشق را نمی خوانند

 

بگذارید بگریم

 

آنگاه که باران محبت ها گل های تشنه ی زمین را سیراب نمی کنند

 

و دل هامان اسیر حادثه ی خشم ها درب های هزار قفل را هرگز به روی یکدیگر باز

 

 نمی کنند

 

بگذارید بگریم در جهانی که دگر چشم های اشک برای ابد خالی از رگبار پاکی

 

هاست

 

و هرگز برای مصیبت هایت سرازیر نمی گردند

 

در جهان یاس و نا امیدی اسیریم

 

که حتی انفجار هزاران بغض نهفته ی سینه هامان نیز هرگز راهی برای فرو شکستن

 زنجیر ها نیست ......

 

تو رو باید می شناختم که    هزار تا چهره داشتی

 

روی احساس دل من داشتی قیمت می گذاشتی

 

تو نتونستی بفهمی که وفا خریدنی نیست

 

چینی شکسته ی دل دیگه پیوند زدنی نیست

 

من تو رو با جان خریدم کی فرا موشت کنم

 

 

 

همه رفتن

 

همه رفتن کسی دورو برم نیست چنین بی کس شدن در باورم نیست

 

اگر این اخرا بی عاقبت بود بجز افسوس هوایی در سرم نیست

 

همه رفتن کسی با ما نموندش کسی خط دل مارو نخوندش

 

همه رفتن ولی این دل ما رو همون که فکر نمی کردیم سوزوندش

 

که  حاشا تقه ای بر در نخورده  که ایا زنده ایم یا جون سپرده

 

که حاشا صحبتی حرفی کلامی که جزو رفته هاییم ما نمرده

 

عجب بالا و پایینی داره دنیا

 

فعلا بای

 


 

نوشته شده توسط تایگر در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 23:17 موضوع | لینک ثابت